menusearch
koshtikermanshah.ir

آبرویی برایمان نمانده است

جستجو
پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۲:۳۹:۵۰
۱۴۰۵/۶/۳ سه شنبه
(0)
(0)
آبرویی برایمان نمانده است
آبرویی برایمان نمانده است

جوادنجاتی ✍️ دل‌نامه‌ای تلخ برای کشتی کرمانشاه : آبرویی برایمان نمانده است...

 

این جمله را با بغض می‌نویسم، نه از سر دشمنی با کسی؛ از سر دلسوزی برای کشتی‌ای که روزگاری مایه افتخار این دیار بود و امروز حال و روزش اصلاً خوب نیست. کافی است نگاهی به جدول مسابقات بیندازیم؛ رده‌های سنی مختلف، در انتهای جدول!

کافی است سری به بعضی سالن‌ها بزنیم؛ تشک‌هایی که بایدپر از نوجوانان و جوانان مشتاق باشد، اما گاهی سکوت و خلوتی آنها بیشتر ازصدای کشتی‌گیران به چشم می‌آید. بیمه‌شدگان کم شده‌اند، جمعیت کشتی ریزش کرده وبسیاری از خانواده‌ها و نوجوانان از این رشته فاصله گرفته‌اند. اینها زنگ خطر است؛ زنگ خطری که اگر امروز جدی گرفته نشود،فردا شاید برای جبران خیلی دیر باشد.

 

اما درد کشتی کرمانشاه فقط نتیجه و آمار نیست. درد بزرگ‌تر،حالِ خودِ جامعه کشتی است.نابرادری، دشمنی، کینه و اختلاف در لایه‌های مختلف کشتی ریشه دوانده است.گاهی به جای اینکه دست همدیگر را بگیریم، منتظر زمین خوردن هم هستیم. گاهی صدای منتقد را نمی‌شنویم و مطالبه‌گری رادشمنی تعبیر می‌کنیم.

از طرف دیگر، وقتی در حواشی مختلف پاسخ روشن و شفاف داده نمی‌شود و جامعه کشتی احساس می‌کند صدایش شنیده نمی‌شود،طبیعی است که بی‌اعتمادی بیشتر شود.جامعه کشتی حق دارد سؤال کند. حق دارد پاسخ بخواهد. حق دارد درباره آینده رشته‌ای که به آن عشق می‌ورزد نگران باشد.

 

تلخ‌تر آنجاست که عاشقان وخادمان کشتی، به جای اینکه مورد حمایت قرار بگیرند،گاهی با سنگ‌اندازی و کارشکنی روبه‌رو می‌شوند.ماجرای اعزام تیمی به ترکیه، یکی از همین موضوعاتی بود که حاشیه‌ها و اختلافات پیرامون آن، دل بسیاری از دلسوزان را آزرد...

 

قهرمانانمان رافراموش کرده‌ایم. قهرمانانی که نام کرمانشاه را بالا برده‌اند، گاهی حتی شایسته یک استقبال ساده و یک قدردانی صمیمانه هم نیستند.


مربی‌ای که عمرش را پای تشک گذاشته، ورزشکاری که با زحمت وخون دل تمرین می‌کند، پیشکسوتی که سال‌ها برای این رشته زحمت کشیده و پدر و مادری که با هزار امید فرزندش را به سالن می‌آورد، نباید احساس کند درخانه خودش دیده نمی‌شود و احترام نمی‌بیند.

و حالا اتفاقاتی مانند درگیری، کتک‌کاری و به قول بعضی‌ها «نسق‌کشی» داردتبدیل به موضوعاتی عادی در فضای ناسالم کشتی می‌شود. اگر خبرهایی که درباره تحقیر یک پدر بیمار در زمان تمرین رئیس هیأت شهرستان مطرح شده درست باشد،باید واقعاً از خودمان بپرسیم:  به کجا رسیده‌ایم؟

 

مگر سالن کشتی جای تربیت پهلوان نیست؟ مگر قرار نیست بچه‌های ما در کنار فنون کشتی، احترام، گذشت، جوانمردی و مردانگی را یاد بگیرند؟

 

دیشب برادری از قهرمانان کشتی حرفی زد که هنوز از ذهنم بیرون نرفته است. گفت: «از شکسته شدن گوشم و اینکه از این جامعه هستم، خجالت می‌کشم.»


این جمله برای من از هر شکستی تلخ‌تر بود. گوش شکسته روزگاری مدال افتخار کشتی‌گیر بود؛ نشانی از سال‌ها تمرین، سختی و مردانگی.

 

اما امروز کاری کرده‌ایم که یک قهرمان از همان گوش شکسته و از تعلق داشتن به جامعه‌ای که باید به آن افتخار کند، شرمنده شود: 

ما را چه شده است؟
کجا رفت آن رفاقت‌های قدیمی؟
کجا رفت حرمت پیشکسوت؟
کجا رفت احترام مربی؟
کجا رفت دستگیری از جوانی که تازه قدم به تشک گذاشته؟
کجا رفت آن پهلوانی‌ای که نام کرمانشاه با آن گره خورده بود؟
پهلوانی و مردانگی در این دیار دارد تبدیل به خاطره می‌شود...

 

این نوشته علیه شخص خاصی نیست. علیه هیچ مربی، ورزشکار، مدیر یا پیشکسوتی نیست.  این یک فریاد از سر دلسوزی است. فریاد کسی است که نمی‌خواهد فردا وقتی سالن‌های بیشتری خالی شد، بیمه‌شدگان کمتر شدند، قهرمانان بیشتری دلسرد شدند و نسل جدیدی از کشتی‌گیران از این رشته فاصله گرفتند، تازه به فکر چاره بیفتیم!

 

کشتی کرمانشاه هنوز زنده است؛ چون هنوز جوانانی هستند که عاشق تشک‌اند، هنوز مربیانی هستند که بدون چشمداشت زحمت می‌کشند و هنوز پیشکسوتانی هستند که دلشان برای این رشته می‌تپد.


اما برای نجاتش باید همه چیز را از نو مرور کنیم:

باید کینه‌ها را کنار بگذاریم.
باید با منتقد، دشمنانه برخورد نکنیم.
باید پاسخگوی جامعه کشتی باشیم.
باید به قهرمان احترام بگذاریم.
باید حرمت مربی و پیشکسوت را حفظ کنیم.
باید دست جوانان را بگیریم، نه اینکه آنها را دلسرد کنیم.
و مهم‌تر از همه، باید دوباره یادمان بیاید که کشتی قبل از اینکه فن و مدال و جدول باشد، مدرسه اخلاق و پهلوانی است.
آبروی کشتی کرمانشاه هنوز قابل برگشت است؛
اما به شرط آنکه قبل از اینکه دیر شود، همه بپذیریم که حال کشتی خوب نیست.و برای خوب شدنش، به جای مقصر پیدا کردن، باید دست به دست هم بدهیم.

 

این آخرین فرصت نیست؛ اما شاید یکی از آخرین هشدارها باشد.

کشتی کرمانشاه را دریابیم... قبل از آنکه چیزی که نسل‌های قبل با خون دل ساخته‌اند، برای نسل‌های بعد فقط یک خاطره شده باشد!

 

#کشتی_کرمانشاه_را_در_یابیم

 share network
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب