menusearch
koshtikermanshah.ir

روزگار سیاه و‌تلخ‌کشتی کرمانشاه پایانی ندارد

جستجو
پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۲:۴۰:۰۱
۱۴۰۴/۱۲/۲۵ دوشنبه
(3)
(0)
روزگار سیاه و‌تلخ‌کشتی کرمانشاه پایانی ندارد
روزگار سیاه و‌تلخ‌کشتی کرمانشاه پایانی ندارد

جوادنجاتی✍: خیلی توانی برای نوشتن ندارم و مدت هاست دستم با قلمم هم نوا نشده خسته ودلگیرم از اوضاع جامعه و سختی که همه مردم سرزمینم گرفتار آن شده اند ودلتنگ یاران آسمانی و همرزمان شهیدم هستم ؛ ولی چه کنم حق گویی و حق طلبی و از مردان نیک گفتن به هر بهانه ای را برخود وظیفه میدانم.

 

این  عکس از استاد و مربی عزیزم پهلوان اسفندیار زرافشانی و پدر کشتی دیارمان حاج صادق ایمانی که با کوهی از حسرت و غم آخرین نگاه دنیایی را به مربی و رفیق خود دوخته اند مرا بران داشت چند خطی در غم حبیب کشتی دیارمان بنگارم.

 

 رمضان سال گذشته درکنار استادم آقا اسفندیار و جمعی از پیشکسوتان به دیدارحاج حبیب رفتیم  سرحال و چقدرخوشحال ازدیدار شاگردانش اما امسال ودر اواخر ماه مهمانی خدا  دیگر مرد نیک و خیر دیارمان را درکنار خود نداریم و بار سفر بست به بهشت خداوند.

 

پهلوان چقدر برایم سخت است از تو نوشتن ، ساعت هاست به تو فکر میکنم اما قلمم شرم دارد از نوشتن ،  هیچ کلمه‌ای  پیدا نمیکنم که از بار عظیم اندوهی که به دوش جامعه کشتی نشسته است کم کند ، خمیدن تو سرو دل‌ آرای کشتی دیارم غمی ابدی را برقلب وقلم ناچیز من و تمام عاشقانت آوارکرده است.

 

حاج حبیب عزیز کوچ شما پهلوان صدیق ویک رنگ که یادگاری از زمان راستی درستی بودی  حالی خراب و روزگاری تلخ وسنگین را بر سر دیارمان  آوار کرده است و دیگر قلم ناچیز من نیز توان سرودن پر غرور از شمارا ندارد.

 

 پهلوان شماگوهر جانت را شعله‌ای از چلچراغ الهی کردی و مهمان خان کرم مولای مردان شدی پس به رسم مرام و مردانگیت که زبانزد خاص عام است همه ماراحلال کن ودرآسمانهابیاد مردمان دیارت باش.

 share network
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب